۳۲۱. بی خوابی
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 12:16
بی خوابی زده به سرم....استرس دارم شده به خودتون بگید بیکار بودی؟ لعنت به دهانی که بی موقع باز شود؟ من الان تو اون وضعیتم. میدونم که الکی اینطوری شدم تو عمل که قرار بگیرم میگم خوبه. ولی الان حال بیخودی دارم. هرچی سعی کردم به چیزای خوب فکر کنم تا خوابم ببره همه فکرام میرسید به بیمارستان و کارم. چقد هم...
322. من اومدمممم
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 12:16
سلام من اومدم و قول میدم دوباره مثل قبل فعال باشم این یه هفته واقعا وقت پست گذاشتن نداشتم. بعد از اون شب که آخرین پستمو گذاشتم و همش استرس و دلشوره بودم، صدای آلارم گوشیم از هر صدایی برام شیرین تر بود. بعضی شبا هست که فقط میخوای بگذرن.رفتم سرکار در اتاق باز کردم و یه نفس راحت کشیدم یه کم فکر کردم و ...
323. بنزین
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 12:16
امروز دلم میخواد فقط بنویسم :) چهارشنبه ظهر بعد از تمام استرس ها و روزهای شلوغ، من 1ساعت پاس گرفتم و راه افتادیم. اینقدر این 1 ساعت زودتر رفتن تاثیر مثبتی روی ما داشت و از برنامه جلو بودیم که هی برای خودمون کیف میکردیم. پیشنهادم به همه اینه که برای آرامش گرفتن بشینید تو ماشین و فقط برید و برید اگه ا...
324. جشن عقد1
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 12:15
خب ایندفعه نسبت به دفعه قبلی که ما رفته بودیم یه عضو جدید بهمون اضافه شده بود(نی نی) که البته با اینکه دنیا نیومده حضورش خیلی پررنگ بود. یادتون اولش حسودیم شد؟ وقتی اونجا بودم اصلا حس حسادت نداشتم. خوشحال بودم که حسادت نمیکنم بیشتر ذوق زده ام تا دنیا بیاد. جشن عقد تو یه شهر دیگه بود 1ساعت و نیم با م...
325. جشن عقد 2
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 12:15
خب داشتم میگفتم که ما با مشقات فراوان و البته دیر، رسیدیم. ولی به محض رسیدن و دیدن همه فامیل کنار هم اینقدر ذوق زده شدیم که همه چی یادمون رفت. منم هنوز پالتو به دست داشتم میرفتم دنبال یه جا. هر کی از هر طرف میرسید با من روبوسی میکرد یک دفعه هم نفهمیدم کی دستمو کشید برم برقصم :)))) خیلی هارو اون وسط ...
299. فسقل داریم ^_^
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
بعد از 24 ساعت مغزم لود کرد که عمه شدی یعنی چی! کم کم که یخ سکوتم و فکرای درهم برهمم باز شد. همسر گفت بیا زنگ بزنیم بهشون تبریک بگم. بعد از کلی مسخره بازی همسر و برادرم گوشی دادن به من. هنوز الو نگفته داداشم گفت: عمه اش سلام! ته دلم یه چیزی تکون خورد، انگار تازه الان فهمیدم درمورد یه موجود زنده حرف ...
300. رژیم نوشت 2
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
شنبه ها برای من روز وزن کشی، روز مهمیه نه؟ خب این هفته وزنم هیچ تغییری نکرده همون 61/20 بود. ولی راضیم. هفته دیگه ان شالله کمتر شده!پی نوشت: جمعه تولد خواهرشوهر کوچیکه است و پیرو همون جوگیر شدنمون میخوام دعوتشون کنم و براش کیک بگیرم و تولد تولد کنیم :)
301. آدم مغرور بیخود
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
اعصابم خورده میخوام یکی بگیرم خفه کنم هرکی که دم دستم باشه :(بچه های رادیولوژیمون خیلی پررو شدن هرکاری با اینترنت دارن میان اتاق من. خب منم کل ماه 5 ساعت اینترنت دارم. از طرفی دستگاه سی تی اسکن هروقت مشکل نرم افزاری پیدا کنه باید به اینترنت وصل بشه تا کارشناسای شرکت مشکلشو حل کنن. همیشه این کارا با ...
302. ذوقم کور شد :/
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
دیشب رفتیم خونه مادرشوهر اینا کلی بهمون خوش گذشت. خیلی حرف زدیم گفتیم و خندیدیم منم پیشنهاد تولد دادم و همه چقد خوشحال شدن مخصوصا پدرشوهر و مادرشوهر. هرچی گفتن کیک دیگه خودمون میگیریم گفتم نه من دوست دارم امسال خودم بگیرم.حالا خواهرشوهر بزرگه این ترم کلا 4 واحد داره. کلاساش هم سه شنبه هاست.کل این تر...
303. نمیدونم عنوان چی بذارم :/
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
دیروز عصر مامانم زنگ زد با یه عالمه خبر خوب... اولیش اینکه کسری بسیج داداشمو حساب کردن و اول بهمن سربازیش تمومه :) که خبر خیلی خیلی خیلی خوبی بود. دوم اینکه عروسمون علاوه بر اینکه مامان شده خاله هم شده :) خیلی خوشحال شدم.... راستش من با بابام خیلی رسمی ام معمولا هفته ای یک بار اونم جمعه ها که با همس...
304. بیخیال نباشیم!
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
دقت کردین بعضیا چقد بیخیال و بی مسئولیت ان؟؟ واقعا از دیدن کاراشون تعجب میکنم. اول مسئول بخش رادیولوژی . سر همین جریان اینترنت همیشه واسه کاراش باید میرفته اتاق این و اون. من بودم عمرا این کارو نمیکردم حتما حتما وضعیتمو تغییر میدادم. ولی ایشون خیلی ریلکس انگار نه انگار و در نهایت من یه تغییر براش ای...
305. تولد تولد
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
پنج شنبه شب مراسم تولد به خوبی و خوشی برگزار شد.به هممون خیلی خوش گذشت. خواهرشوهر کوچیکه هم با اینکه دیگه میدونست تولدشه ولی بازم خیلی سورپرایز شد و بهش خوش گذشت... اول خیلی واسه کیکش ذوق کرد چون اسم شناسنامشو روش نوشته بودن (پیشنهاد من بود) و بعدم برای ظاهر کیکش که به رشتش که تربیت بدنی میاد . اینم...
306.رژیم نوشت 3
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
قصدم واسه وزن کردن فردا بود. ولی امروز دیالیز کارم داشت گفتم خب خودمو وزن کنم دیگه!وزنه بنده خدا بین 60.00 و 59.90 نمیتونست تصمیم بگیره هی اومدم پایین دوباره رفتم بازم با خودش چلنج (چالش) داشت. ماهم گفتم 60.00 قبول . کی من 2 کیلو میام زیر 60 خیالم راحت بشه.رفتم سونو دادم گفت هیچ مشکلی نداری همه چی ط...
۳۰۷. حالم بده
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 23:47
حالم بده مثل هرماه. این چه مرضیه من دارم. ماه پیش خونه بابام اینا بودیم خدا میدونه چندتا استامینوفن خوردم که کسی نفهمه. فردا میخوام باز برم یه سری آزمایش بدم ببینم این تب و لرز ماهانه چیه. هرچند میدونم بازم بیفایده است. یه حسای بدی دارم من روزی چندبار مانیتور و پالس اکسی متر هارو چک میکنم. بیشتر رو ...
۲۹۳. هییی
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 20:58
با توجه به این متن من بهتر از هیچی تعریف نکنم :/
294. چه روزایی شده
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 20:58
اینقد هی آدم میمیره :( همه تصادفای الکی خودشون چپ کردن. طرف یهو رفته زیر تریلی و خیلی دلیلای الکی تر....همشونم میمیرن :( خواهر همکارمونم تصادف کرده و فوت کرد. اینقد هی نوزاد میمیره :( یا مرده دنیا میان یا بعدش میمیرن :( چه وضعیه؟ دارم میترسم کم کم حس بدی دارم
297. من خوشبختم
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 20:58
دیشب بهم گفت: همه دنیا نباشن فقط تو باشی.... بسه. جدی میگم! واقعا جدی گفت. واقعا واقعا گفت. خشکم زد. بعد صورتشو از من قایم کرد روش نشد بهم نگاه کنه. خواب از سرم پرید و تا صبح به حرفش فکر کردم. مینوسم که یادم نره چی شنیدم. که یادم نره از من خوشبخت تر کسی تو دنیا نیست. یادم نره که این حرف بعد از 4 سال...
291.روز از نو روزی از نو
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 20:44
بازم روزامون مثل همیشه شدن. صبح ده دقیقه مونده به زنگ زدن گوشیت بیدار بشی واسه خودت غلت بزنی و لذت ببری. بعد صدای گوشیت میاد بلند میشی و چایی درست میکنی. حاضر میشی و صبحانه میخوری. همسر جان میرسوننت و در اتاقتو که باز میکنی یه عالمه کار میبینی که دارن صدات میکنن! هرروز یه عالمه کار تموم میکنی و دوبا...
292. رژیم
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 20:43
از اونجایی که سریال چاق شدن من تمومی نداره و هروقت میرم رو وزنه به وزنم اضافه شده خیلی جدی جدی تصمیم گرفتم یه فکری به حال خودم بکنم! نرم افزار کرفس دانلود کردم که به نظرم فوق العاده است حالا حساب کالری هایی که میخورم دارم و میدونم کجا باید جلو خودمو بگیرم. هرچی هم دلم بخواد میخورم البته به اندازه و ...
290. با شنبه ترین حالت امروز چه کنم!!!
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 14:25
دیروز این بیت خوندم " با شنبه ترین حالت فردا چه کنم!" امروز صبح تحریفش کردم :) خداروشکر به سلامتی رفتیم و برگشتیم. اینقد همه چی هول هولی بود که اصلا نفهمیدم چی شد؟ کی رفتیم؟ کی دیدیم؟ چیکار کردیم؟ این قدر با عجله وسایل جمع کردیم که من یادم رفته بود واسه خودم شلوار بردارم. یعنی با همون شلوار که یکشنب...