286. 62 کیلو
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 10:30
62کیلو و 200 گرم :/آخه اینم شد وزن این چه وضعیه؟ چرا اینقدر دارم چاق میشم. گریهههههههههههههههههههههههههههه
285.بارون
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:29
خوشبختی یعنی صدای تق تق بارون رو شیشه های گلخونه....اولین بارونم اومد خدایا شکرت!!!!
275. حرف دلم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:35
http://nikolaa.blogfa.com/post/1450 این پست بخونید، تمام روزهای زندگی مجردیم به همین منوال گذشت، وقتی خوندمش یاد تمام قدم زدنهایی افتادم که نتونستم بزنم، چون دیرم میشد :(
276. دردسر آنکال بودن :(
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:35
پنج شنبه شب درکمال آرامش داشتم غذا درست میکردم، همسرم رفته بود دوش بگیره که گوشیم زنگ خورد. بیمارستان بود :( تاسیساتمون خیلی تند تند برام توضیح داد که کابل برق یکی از دستگاهها خراب شده گفتن همین امشب باید درست بشه و چیکار کنم؟ اسم دستگاه اشتباه گفت به من. منم گفتم خب برن از یه بخش دیگه بگیرن تا شنبه...
277.استرس
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
چند روزه از استرس خوابم نمیبره. نه ظهرا میتونم بخوابم نه شبا.. همش استرس کارمو دارم یه جورایی چیزای بیخودی بهم ریخته و هرکاری میکنم جمع نمیشه :( از اون بدتر این مسئول فنی بودن من خیلی فشار کارمو زیاد کرده. دیروز مدیریت پیجم کرده رفتم دیدم متخصص اورولوژی هم اونجاست یه بسته دستکشم دستشه میگه کل این بس...
279. خبر بد
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
همون روز که بازرس ها رفتن من با ذوق زنگ زدم به همسر که بگم چی شد حس کردم ناراحته. گفت عمو ایرج مرد :( عمو ایرج داماد بزرگ عموش بود، یک سال بود که درگیر بیماری بود ، تومور مغزی داشت و همه میدونستن حالش خوب نیست. من خودشو چندبار بیشتر ندیدم ولی زنش :( خیلی جوون و خوشگله دقیقا عین مهتاب کرامتی صورتش. م...
280.شباهت
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
تا حالا شنیدین که میگن تو دنیا هفت نفر هستن که دقیقا عین شما هستن؟ من یه دختر دایی دارم که خیلی شبیه منه ولی دقیقا عین من نیست. خودمون میدونیم چقد فرق داریم ولی خب تا حالا خیلی شده مارو باهم اشتباه بگیرن.حتی تو مراسم حنا بندونش وقتی من داشتم به مهمونا شیرینی تعارف میکردم دختر یکی ار دوستهای خانوادگی...
281. دستپخت همسر
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
دیشب میخواستم واسه نهار امروز ماکارونی درست کنم همسر جان فرمودن، نه من میخوام غذا درست کنم. اصرار ماهم بی فایده بود خیلی شیک منو از آشپزخونم انداخت بیرون تا غذا درست کنه.1. دسته خرد کنم شکست2. سیرشو من خرد کردم3. نصف غذا رو سوزوند ولی گفت اشکال نداره4. امروز پیام داده نهار چی بگیرم مهمون من :/گویا م...
282. اتیکت گلم :)
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
اتیکتم پیدا شد هوررراااااااااصبح از درمانگاه زنگ زدن که شیرینی بیار برامون اتیکتت پیدا شد...منم ذوق زده بدو بدو رفتم گرفتمش. گویا یه مریض رو پله ها پیداش کرده و برش داشته رفته :/ بعد بچه هاش گفتن که به دردشون میخوره برو بهشون بده. اونم آورده داده درمانگاه. دستش درد نکنه آخه به درد کی میخوره اون !!!!...
284. خواب موندم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:34
دیروز که داداش و زن داداشم خونمون بودن. من 6:17 دقیقه بیدار شدم. آلارم گوشی خاموش کردم که 6:30 زنگ نزنه. بچه ها بیدار نشن.ولی یادم رفته بود دوباره روشن کنم. امروز صبح چشمامو باز کردم حس کردم خیلی هوا روشنه یه دفعه همه چی عین فیلم از جلو چشمام گذشت یادم اومد چرا خاموش کردم و... یه دفع پریدم هوا با سر...