386. حال خوش - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 11:37
از اون شباست که حالم خوشه! خوش ها..... خیلی وقت بود اینقدر خوب نبودم... اول اینکه آزمایشگاه پس از پشت سر گذاشتن 9 تا دستگاه خراب اونم پشت هم بالاخره روی آرامش دید و منم کلی چیز یاد گرفتم و یاد گرفتم چطور مستقل بشم درمورد دستگاههای اونجا و هم ترسم ریخت و هم خیلی چیزا دستم اومد... دوم اینکه زندگی کا
381. پنکه - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:27
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
موقت - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:27
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
383. جواب اعتبار بخشی - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:27
جواب اعتبار بخشی اومد بالاخره! بیمارستان ما دونمره کم آورد واسه 1 شدن و ما باز درجه 2 موندیم اما انگار میخوان چندتا واحد اعترتض بزنن تا بتونیم 1 بشیم که ان شالله میشیم. بالاترین نمره بیمارستان بهداشت حرفه ای 75 بعد تجهیزات پزشکی 74 بقیه 71 به پایین، میانگین بیمارستان 59 :) بله بله میدونم دارید به م
377. چی شد که رفتم و اومدم - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 21:59
خب بذارین براتون بگم که چی شد که من رفتم دیدن نی نی! من فقط میدونستم هلیا خانوم دنیا اومده و یه کم زردی داره فقط همین. البته از اینکه مامانم هروقت زنگ میزنم دستش بده و خیلی چیزای دیگه شک کرده بودم. تا اینکه سه شنبه داداشم زنگ زد و خیلی ناراحت بود همش میگفت کی میای؟ یعنی چند شنبه میشه؟ یعنی کی میرسی
۳۷۸. به خوشی گذشت - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 21:59
امروز رفتم سرکار، از چیزی که فکر میکردم بهتر بود دنیا بهم نریخته بود و خیلی کارها خیلی راحت پیش رفت و حل شد. مدیر عصبانی بود ولی حالا با چه رویی واسه عید فطر هم مرخصی بگیرم؟؟ تو دلم دلشوره بود و نگام به گوشی منتظر خبر. ساعت ۱۰ و نیم مامان زنگ زد و گفت تمام ازمایشا منفی بوده خداروشکر.صداش پر از خوشح
۳۷۵. عمه شدم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:16
امسال بعد از سالها دارم روزه میگیرم، چرا اون موقع نمیتونستم واقعا نمیدونم! ولی امسال خوبم صبح تا ظهر سخته چون هم خیلی حرف میزنم هم خیلی راه میرم ولی بیشتر چون میترسم بوی دهنم کسی اذیت کنه معذبم، فاصله رو با همه حفظ میکنم و معمولا یه کاغذ جلو دهنمه! بعد ازظهرا یا میخوابم یا فیلم میبینم بعدشم تا بیام
۳۷۶. دعا کنید - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:16
خانوم کوچولو عجله داشته و ۱۸ روز زودتر دنیا اومده واسه همین هموز تو بیمارستانه. تو این شبا سر سفره افطار واسش دعا کنید که به سلامتی مرخص بشه و بیاد خونه!
374. هلیا خانوم - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 14:51
اسم نی نی شد هلیا خانوم..... دیروز براش سیسمونی بردن و همه دور هم جمع بودن ولی من نبودم :(عکساشونو دیدم دلم گرفت بغض گرفته بودم :(((( ولی ایشالله به سلامتی دنیا بیاد برم بخورمش :)
۳۷۳. آمبولانس - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 16:00
یادتونه میگفتم یه دستگاه خیلی داره منو اذیت میکنه. درواقع داشت منو میکشت رسما... حالا چی بود انکوباتور پرتابل نوزاد واسه وقتایی که میخوایم نوزاد اعزام کنیم..دستگاه رفت نمایندگی و اومد درست نشد. یه شارژر جدید فرستادن درست نشد.کابل آمبولانسمون هم آب شد
363. یه کم بهترم (رمز همیشگی) - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
364. مثلا آشتی - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
از روز دعوا تا حالا من قهر نیستم، ولی دیگه دوسش ندارم. همسر هم بعد از 1 روز آثار عصبانیت و شست و شوی مغزیش از بین رفت و شد آدم قبلی ولی من نشدم! خوب بودما فقط دیگه دوسش نداشتم.حرف میزدم سوال میپرسیدم ولی دیگه دوسش نداشتم. یه شب که اومد خونه همون دم د
365. روز مرد - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
بعد از اینکه روز زن ما یه جمله هم نشنیدیم و بعد از اینکه 1 هفته به روی خودمان نیاوردیم و وقتی از سفر برگشتیم به همسر گفتیم که ناراحتیم از اینم موضوع :( و بعد از اینکه همسر مثلا از خودش ناراحت میشه دو روز با من قهره :/ تصمیم گرفتم روز مرد شرمنده اش کن
366. روز عالی - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
سلامممممم یه سلام پر انرژی به خودم دیروز به خودم گفتم چرا اینقد همش بی حوصله ام؟ نمیتونم مثل قبل شاد و سرخوش باشم همش نیشم باز باشه؟؟؟ چرا نمیتونم مثل قبل به خودم بگم دختر تو چرا اینقدر زیادی خوشحالی؟؟؟؟؟ میخوام دوباره مثل قبل باشم شاد باشم با خودم ح
367. شوک - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
هفته پیش یه اتفاقی افتاد میخواستم همون موقع بنویسم ولی چون آخرش معلوم نبود دستم به نوشتن نمیرفت...هفته پیش سه شنبه مدیر زنگ زد اتاقم که یه نامه اومده براتون فردا باید برید اصفهان معاونت جلسه دارید، یه سوالم من از مهندس ب داشتم اومدید پایین بهتون میگم
368. خواب نازنینم - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
بعداز ظهرا خوابم نمیبره یعنی میخوام بخوابما ولی نمیشه هزارتا فکر از بیمارستان میاد تو سرمو تپش قلب میگرم انقدر که قلبم میخواد کنده بشه.. اینجور موقع ها فقط عکسای اینستا گرام که فکرمو از اون استرسا دور میکنه، در عوضش تا شب دیگه خیلی خسته میشم و نمیفهم
۳۶۹. این روزها - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
سرکار ابرو رنگ نکرده بودیم که کردیم :) آقا یه دستگاه داره خیلی منو اذیت میکنه، امروز کلا در گیرش بودم حتی بعدظهر دعا کنید دیگه اوکی اوکی شده باشه، باشه؟ از ته دلتون دعا کنید ..... مرسی. هم اتاقی جان همش ناراحته از زندگیش راضی نیست... نمیدونم چطوری باید دلداریش بدم یا راهنمایی اش کنم. داره یه فکرای خ...
۳۷۰. یخ زدیم - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
وضعیت الان من تو نهم اردیبهشت ۱۳۹۶، کاپشن پوشیدم و کلاهشو گذاشتم سرم، جوراب پوشیدم و یه پتو هم پیچیدم دورم. رفتم بخاری زیاد کنم دیدم کلا خاموشه کارای همسر دیگه!!!! خودشم اصفهانه و هنوز نیومده. منم خوابم میاد شدیددددد.... چیکار کنم؟ بخوابم یا نه؟؟ ام
۳۷۱. تولد ۲۷ سالگی - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
قبلا گفتم مدتهاست ظهرا از فکر و خیال خوابم نمیبره، چند روزه شبا هم تا صبح چشمم بازه و همش در حال استرس و دلشوره... تنها تایمی که یه کم آرومم سرکار چون درحال انجام کارم ولی باز دلشوره رو دارم. امروز ساعت ۱ همسرجان پیام داد من رفتم باشگاه یعنی باید خود
۳۷۲. بازم تولد ۲۷ سالگی - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 16:36
میدونم ۱۰ روزه تنبلی کردم ولی ببخشید... اینقدر این روزها شلوغم و پرماجرا و از همه مهمتر حالم خوشه معمولا ناراحتی هامو اینجا مینوسیم تا تخلیه بشم. ولی باز دختر خوبی شدم اومدم که بنویسم. دوشنبه هفته پیش دقیقا روز تولدم سرخوش از سورپرایز همسری رفتم سرکا